هاشم حسيني تهرانى

65

علوم العربية

4 - بسيارى فعل و فاعل در فعل متعدى ، مانند : " جرّحوا خالدا : بسيار مجروح كردند خالد را " 5 - بسيارى فعل و مفعول ، مانند : " غَلَّقَتِ الْأَبْوابَ : زليخا درها را بست " اين مثال در سوره يوسف ، آيه 23 - است ، و مانند : " قطّعت الحبل : ريسمان را پاره پاره كردم ، فرق اين دو مثال آن كه در مثال اول بسيارى مفعول پيش از عمل بوده ، و در مثال دوم بسيارى پس از عمل شده ، و مانند مثال دوم است " فَقَطَّعَ أَمْعاءَهُمْ : پس آب آتشين روده‌هاى آنان را پاره پاره كرد " اين مثال در سوره محمد ص آيه 15 - است ، و نيز مانند آن است " قَطَّعْنَ أَيْدِيَهُنَّ : آن جماعت زنان دستهايشان را پاره پاره كردند ، سوره يوسف آيه 31 " . 6 - بسيارى فعل و فاعل و مفعول ، مانند : " يُذَبِّحُونَ أَبْناءَكُمْ : سر ميبريدند پسرهايتان را ، سوره بقره - آيه 49 " ( 3 - مبالغة ) مبالغة : كوتاهى نكردن در كار است ، و مقصود در اينجا آن است كه باب تفعيل در بعضى ماده‌ها دلالت مىكند كه فعل به نهايت كمال است ، و فرقش با تكثير آن است كه آن در كميت و عدد فعل و فاعل و مفعول است ، و اين در كيفيت و چگونگى فعل است ، مانند : " صرّحت الحقّ : حق را كاملا آشكار كردم " ثلاثى مجردش " صرح ، يصرح ، صرحا " است ، صرح : آشكاركردن است . " صيّحنا : بلند صيحة زديم " ثلاثى مجردش " صاح ، يصيح ، صيحة و صياحا " است ، صيحة و صياح : بانگ زدن است .